آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
226
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
ميان اين دو قدرت ادامه داشت ، مركز قدرت رسمى اسلام ، امپراطورى عثمانى بود و اروپاى شرقى مركز قدرت مسيحى . كشورهاى اروپاى غربى و مركزى تازه جان گرفته بودند و قرون وسطى را در اين قرن پشت سرگذاشته بودند ، يك شور و نهضت و حركت و پيشروى تازه ، و آگاهى تازه بر سراسر غرب حكومت مىكرد ، اما بهخاطر اينكه تكنولوژى غرب نتوانسته بود سپاهيان مسيحى را مسلح كند ، قدرت جهاد دينى اسلام مىتوانست همواره مسيحيت را در جبهههاى ايتاليا و يونان و سراسر اروپاى شرقى و حتى اطريش را مورد حملههاى دائمى قرار بدهد ، به صورتىكه يونان كه اصولا مظهر كانون ديرينهء تمدن غرب است ، كاملا در مشت عثمانى قرار گرفت و بهوسيلهء سپاهيان مسلمان تسخير شد و تمام اروپاى شرقى تحت تسلط اسلام درآمد . نيروى اسلامى بزرگترين قدرت را در مديترانه ايجاد كرده بود ، بهطورى كه مديترانه كه بزرگترين قطب حساس ، هم در تمدن و هم در سياست و هم در قدرت نظامى آن زمان بود - و هنوز هم تا حدى اين موقعيت را حفظ كرده - كاملا به وسيلهء نيروى دريايى عثمانى كنترل مىشد ، حتى وين مدتها بهوسيلهء نيروى اسلام در محاصره بود و ايتاليا بارها تهديد به سقوط شد ، و اروپاى شرقى كه در آن موقع حيثيت و قدرتش بهطور كلى بيش از اروپاى شمالى و حتى غربى بود ، به كلى تسليم قدرت عثمانى شده بود ، قدرت عثمانى نژادهاى مختلف و مليتهاى مختلف را به نام اسلام در يك وحدت سياسى - نظامى امپراطورى جمع كرده بود و بر آنها حكومت مىراند . رژيم عثمانى بىشك ، يك حكومت فاسد بود و هرگز شايستگى آنكه حكومت اسلامى خوانده